كليساي جامع شهر روم شد؛ در حدود 574 شش صومعه در سيسيل و يكي در روم (به نام قديس آندرياس) بنا نهاد، كه او خود راهب آنجا شد؛ از 578 تا حدود 586 سفير پاپ در قسطنطنيه؛ در 586 رئيس دير قديس آندرياس؛ از 3 سپتامبر 590 تا مرگش در 12 مارس 604 پاپ بود.1 چهارمين (و آخرين) استاد صاحب رأي كليساي لاتيني، فارق ميان نوع قديم و قرون وسطايي مسيحيت؛ او را ميتوان پدر آيين پاپي قرون وسطي دانست. او (احتمالاً در دورهٴ رهباني) آثار كلامي و تفاسير انجيلي متعدد، و شرح حال قديس بنديكت را نوشت. او مدير بزرگي بود كه سازمان رهبانيت، فعاليت تبشيري2، عشاي رباني و موسيقي كليسا را تكميل كرد.
پارامارتا3
چينيان نام او رابه صورت پو - لو - موتو4 نقل كردهاند و به صورت چن تي5 به چيني ترجمه شده است. به استناد چوآن 1، فصل 1 هسو كائوسنگ چيوآن، نوشتهٴ تائو هسوآن (نك نيمهٴ دوم سدهٴ هفتم) او را چو - نا - لوتئو هم ميناميدند.
راهب بودايي هندي كه در 499 زاده شد و در 569 درگذشت. او در 546 (يا 539؟) از ماگادا به چين رفت، تا پايان عمرش در آنجا ماند، و به ترجمهٴ كتابهاي سانسكريتي به چيني پرداخت. پس از 557 آثار ايشوارا كريشنا و واسوباندو را ترجمه كرد و شرح حال واسوباندو را نوشت.
جيناگوپتا6
ما فقط نام چيني او، يعني شه - نا- چوئه - تو7 را ميشناسيم كه بازنويسي اصل سانسكريتي آن است.8 بودايي هندي كه از 528 تا 605 ميزيست. يكي از بزرگترين مترجمان متون بودايي به زبان چيني. از ميان ترجمههاي فراوانش تنها
بوداكاريتا و سادارماپونداريكاسوترا را ذكر خواهم كرد.
هنگامي كه در 559 - 60 به چين رفت، تقريباً همان راهي را دنبال كرد كه سونگ يون در 518 بهطور معكوس آن را طي كرده بود (فصل پيشين را ببينيد). از 575 تا 585 در دربار تئو - پو از